ایدئولوژیروسیه
Primary tabs

ترجمه: هدایت الله ذاهب
اکنون روسیه صاحب یک ایدئولوژی است: ارزشهای تاریخی و روشنگری تاریخی. بر علاوه، این ایدئولوژی روسیه را بهعنوان دولت-تمدن (جهان روسی) در چارچوب جهان چندقطبی مطرح میکند. این امر، سبب ایجاد یک محور عمودی و تغییرناپذیر میشود.
ایدئولوژی روسی غرب را دشمن تمدنی میداند و این به این معنی است که کار لیبرالیسم تمام شده است. اکنون لیبرالیسم به حیث یک ایدئولوژی مخرب تلقی میشود و یک لیبرال معادل عنصر و جاسوس خارجی تلقی میشود.
در این ایدئولوژی، بشریت بهصورت کل (شامل همه بهاستثناء غرب و غلامانش) و خصوصاً چین، هند، ایران و کوریای شمالی متحد و همکار هستند.
این طرز فکر، یک ایدئولوژی تمامعیار و به تمام معناست.
اکنون بسیار مهم و حیاتی این است که این ایدئولوژی طوری عملی شود که راه را برای آینده باز کند. باید پتانسیل داخلی و انرژی درونی که بدون شک وجود دارند کشف و مورداستفاده قرار گیرند. فقط وجود انگیزه مبارزه علیه غرب بهعنوان تمدن بدیل حیاتی است. این امر بهتنهایی بسیار است. قبل از همه و مهمتر از همه این است که ما عصر مدرن در غرب که شامل ضدیت با مسیحیت، بیخدایی و الحاد، لیبرالیسم، فردگرایی، همجنسگرایی و پسامدرنیسم میشود را رد میکنیم. اما در مقطعی از زمان ما نیازمند مبارزه با سرمایهداری به حیث پدیدهی غربی، منفور و ضد روس نیز خواهیم بود. از این به بعد، غرب چیزی نیست که از آن تقلید کورکورانه صورت گیرد بلکه چیزی است که باید مورد حملات نقد بیپایان قرار گیرد.
در خلأ این نقدها بدیلهای روسی آشکارا خواهند شد:
• راست باوری (ارتودوکسی)
• ایمان پرشور و فعال
• ارتباط میان اشیاء و افراد
• همبستگی و عشق
• کانون خانوادهی وفادار و متحد
• قهرمانپروری و گذر از هستهای شدن
• اراده قوی برای دولت سازی
• عدالت
• و نجات بشریت و جهان از جهنم قریبالوقوع.
غرب مدعی جهان شمولیت بوده و به سایرین دیکته میکند که انسان، زندگی، جسم، زمان، فضا، جامعه، سیاست و اقتصاد چه است.
در مقابل غرب، ما به حیث دولت-تمدن، تصور خویش را از انسان روسی، زندگی روسی، جسم روسی، زمان روسی، فضای روسی، سیاست روسی و اقتصاد روسی مطرح مینماییم. هیجانانگیز است. اینهمه (ارزشهای روسی) نهتنها که نیاز به دفاع دارند بلکه باید دوباره کشف و بازآفرینی شده و چیزهایی که فعلاً تصور آن وجود ندارند را باید تصویرسازی، طراحی و ساخت.
قدم نخست ریشهکنی غربگرایی و متعاقباً ساختن آینده روسی است.
ریشهکنسازی لیبرالیسم تقلیدی چندان دشوار نیست. این روند در حال عملی شدن است. در حال حاضر جایگزین لیبرالیسم یک چیز خنثی، نامعلوم، مطیع اما نامشخص است. این امر خوب است؛ اولین مرحله تحول ایدئولوژیکی همین است. کسانی که میدانند چهکاری و چگونه به شیوهی ضد روسی انجام شود حذف و کسانی جایگزین آنها شوند که نمیدانند چه کنند و چگونه کاری انجام دهند اما میدانند که نباید از دیکتهها و خواستههای ضد روسی غرب و لیبرالها پیروی شود.
مرحله دوم در حال هویدا شدن است: ظهور کسانی که میخواهند همهچیز را به روش روسی و با پیروی از ارزشهای سنتی و روشنگری تاریخی انجام دهند. اینها مشتاق یادگیری چگونگی رسیدن به این اهداف بوده و معنی واقعی این اهداف را درک میکنند. این افراد آمادهی یادگیری، تلاش، آزمایش و خلاقیتاند.
آینده روسیه باز و عاری از تعصبات نابجا است؛ ملهم از باز بودن ابدیت و مشیت الهی مبنی بر اینکه خدا برای ساختن یک جهان بهتر موردنظر همانگونه که مسیح آن را خواست از روسها استفاده میکند. ما باید سازنده این پادشاهی شویم.
ایدئولوژی ما ساختن بیتالمقدس جدید است که کاملاً متمرکز بر آینده- آینده به معنی ابدیت- میباشد.
