كيفورك ألماسيان: ألكسندر دوغين والفلسفة الكامنة وراء استراتيجية بوتين

خلال السنتين الماضيتيْن، استحوذت روسيا والرئيس بوتين بالتحديد، حيزاً كبيراً في نشرات الأخبار الغربية وخاصةً بعد الاستفتاءات الشعبية في شرق اوكرانيا والتي نتج عنها استقلال جمهورتيْ دونيتسك ولوغانسك الشعبيتين، وعودة شبه جزيرة القرم إلى روسيا. مع تسارع الأحداث في اوكرانيا وسوريا وتصاعد حدة التوتر بين القوى الغربية وحلفائها والمعسكر المناهض له، سعت معظم وسائل الإعلام الغربية إلى اتباع سياسة إعلامية ممنهجة تهدف إلى شيطنة بوتين وتخويف الشعوب الغربية وخاصة في بلدان شرق أوروبا من “طموحات بوتين التوسعية”. لكن بالرغم من تصدر الرئيس بوتين عناوين نشرات الأخبار والصحف، إلا أن هناك رجلٌ اَخر، يُدعى ألكسندر دوغين، تقول مراكز الدراسات الغربية بأنه “العقل المدبر” لسياسات بوتين الجيوسياسية، وبالتحديد في منطقة أوراسيا.

 

الکساندر دوگین و ایران

«ایران در تئوری اروآسیا نقش کلیدی را ایفا می­کند که جهان را دنیایی چند قطبی می­بیند. پس از انقالب اسلامی و موضع استراتزیک این کشور، ایران در داخل معادله­ای قرار گرفت که درصدد ایجاد فضای مستقل اروآسیایی است. اگر درگذشته بین روسیه و ایران درگیری وجود داشته است و آنها تلاش کردند تا مشکل خود را از طریق جنگ حل نمایند اما امروز فقط به راه حل مسالمت آمیز و استراتژیک برای حل مشکلاتشان با یکدیگر می­اندیشند. منظورم این است که امروز تهران و مسکو در حال حل مشکلاتی هستند که در گذشته حتی از طریق جنگ نتوانستند حل نمایند. ما منافع استراتژیک مشترک داریم. این مسئله با همکاری استراتژیک قابل درک است نه صرف ادغام و یکپارچه شدن. ایران در درون مدل اتحاد اروآسیایی تلقی نمی­شود زیرا فقط جمهوریهای شوروی سابق دردرون آن قراردارند. ایران تمدن خاص خود را دارد و کشوری مستقل و قدرتمند است که باید مورد احترام قرار گیرد. اما این همکاری باید حفظ شود. ما نباید به ادغام ویکپارچگی با ایران بیاندیشیم چرا که ایران در درون مدل ما نمی­گنجد اما در جهان چند قطبی در کنار و یار روسیه است. منافع استراتژیک ما و ایران در آسیای مرکزی و به طور کلی در منطقه، مشترکات زیادی دارند. ازاینرو ایران نقش محوری در مدل چند قطبی اروآسیایی دارد. در این مدل تهران نزدیک ترین هم پیمان مسکو است. البت هبر طبق این الگو باید با ترکیه و چین و هند هم همکاری داشت.»

الکساندر دوگین و آموزه­های سنت گرایی- «گنون اوولا»:

الکساندر دوگین در مورد سنت گرایی ، خود را ملهم می­بیند. این حرکت باطنی و درونی همچنین با عنوان سنت گراییِ کامل و جدایی ناپذیر شناخته می­شود. این دیدگاه اساسا مبتنی بر دیدگاه های رنِ گنون ،متافیزیک دان فرانسوی قرن 19 است که در سال 1886 متولد شد. شیوه عینی وخارجی عمل به یهودیت، مسیحیت و اسلام با آنچه گنون در ذهن داشت فاصله زیادی داشت. آرزوی او تجربه مسیری فراتر از سعادت مذهبی بودکه بیشتر مذهبیهادر ذهن داشتند. از همین رو اوشیوه باطنی خود را برگزیده و به عرفان  آگاهی از حضورالهی در درون انسان پرداخت. گنون بر این باور بود که دانش باطنی منجر به رسیدن به چیزی می­شد که او آن را «هویت متعالی» می­نامید. این شیوه­ای بود که او در طی آن خود را طرفدار هندویسم نامید. البته او به فراماسونری و صوفی گری نیز پرداخت. در واقع او یک مسلمان شد. برخی معتقدند آخرین کلمه­ای که درحین مرگ در سال

سنت گرایی، ارو-اسیایسم و حزب اللهی برای روسیه:

تمایل دوگین نسبت به اسلام (که مسلما درراستای سنتگرایی است) و حتی برخی شبه نظامیان مسلمان سبب تحریک موضعگیریهای چالشی درمورد او شده است.

حزب اللهی برای روسیه:

دوگین برخلاف «ای.کی.کوماراسوامی»(1877-1947) که بر زیبایی شناسی سنت گرایی تمرکز دارد، خود را با یک راه معنوی درونی فردی قانع نکرده است و از این جهت می­توان گفت دوگین شبیه به «اوُلا» است که تصویری سیاسی از سنت را عرضه می­نماید و بی تردید بیان می­کند که: به مفهومی مستلزم فداکاری و ایثار از سیاست نیاز هست. «ما نیاز به حزبی جدید داریم. حزب مرگ. حزبی کاملا عمودی. حزب خدا، معادل روسی حزب الله که بر اساس قوانینی کاملا متفاوت عمل می­کند و به تصویری کاملا متفاوت می­اندیشید. به معنای واقعی کلمه ،مرگ برای سیستم هدف است. برای یک فرد عادی، آن فقط یک شروع است».

نیو دهلی هند:

کارل اسمیت گفت که سیاست با شناخت دوست و دشمن آغاز می­شود. دوست ابدی و دشمن ابدی وجود ندارد. ما در مقابل هژمونی جهانی موجود می­جنگیم. هرکس ممکن است به خاطر ارزشهای خود در مقابل آن بایستد. برای برقراری استحکام و انسجام بیشتر لازم است  ما اتحاد وپیمان خود را طولانی تر و عریض تر و گسترده تر نماییم. من از سلفیها خوشم نمی­آید. من ترجیح می­دهم با صوفیهای سنتی همکاری نمایم. اما من حاضرم در مقابل دشمن مشترک، با سلفی همکاری نمایم تا اینکه با نادیده گرفتن تهدید بزرگتر، انرژی خود را در مخالفت با آنها (سلفیها) هدر بدهم. اگر شما درجانب هژمونی لیبرال هستید پس شما دشمن من هستید. اگر در مقابل آن هستید انگاه شما یک دوست هستید.

سوال: در مورد تحولات اخیر لیبی، دیدگاه شما در مورد قذافی چیست؟

رئیس جمهور مدودوف جنایت بزرگی در مقابل قذافی مرتکب شد و به مداخلات در عالم عرب کمک کرد. این یک جرم و گناه واقعی است. دستان او هم به خون آغشته است. او با غرب همکاری کرد. او هم در کشتن قذافی سهیم است. ما ارواسیایی ها از قذافی حمایت کردیم نه به این خاطر که طرفدار او یا حامی او باشیم یا تحت تاثیر کتاب سبز او باشیم، بلکه به این دلیل که پای اصول در میان است. در پشت شورشهای لیبی هژمونی غرب قرار داشت که منجر به شورشی خونین شد. وقتی قذافی سرنگون شد هژمونی غرب قدرتمندتر شد و این شکست ما بود. این جنگ اپیزودهای متعددی دارد. ما یک نبرد را باختیم ولی نه جنگ را. و شاید چیزی متفاوتی در لیبی بوجود آید زیرا شرایط بسیار بی ثبات است. به عنوان مثال برخلاف طراحی هژمونیستهای غربی ، جنگ عراق عملا باعث تقویت نفوذ ایران در منطقه شد.

 

آینده ژئوپولتیک روسیه

برای درک ژئوپولتیک روسیه  وآینده آن اول باید دید خود ژئوپولتیک چیست؟

قدرت زمینی (Land Power) در مقابل  قدرت دریایی(sea power) قانون همیشگی ژئوپولتیک است. البته این یک نگاه کلاسیک است. آنچه مهم است این است که این دیدگاه روسیه نیست بلکه دیدگاه انگلوساکسون از تاریخ بشر است.

ما روسها دارای قدرت زمینی هستیم.

پس تلاش برای کشف هویت ژئوپولتیک روسیه به «هارتلند» مرتبط بود که در اواخر دهه 90 زمانی که ایدئولوژی کمونیست به اندازه­ای ضعیف شده بود شکل گرفت که این امکان را فراهم می­کرد که ایدئولوژی دیگری برای روسها مطرح شود.

این آغاز مدرسه ژئوپولتیک روسیه است که من به عنوان پدر این مدرسه و مکتب شناخته می­شوم. در واقع تقسیم قدرت زمینی و دریایی بخشی از بیوگرافی علمی من است. زیرا من بودم که نوشته های «مکیندر» ، «اسپیکمن»، «میهن» را در دوره شوری­ها در زمانی که ذهن همگان درگیر مارکس بود کشف کردم. من هیچ وقت مارکسیست نبودم و به همین دلیل از تقید به آن آزاد بودم. آنچه مرا مجذوب ژئوپولتیک کرد این بود که ژئوپولتیک یک نوع تعریف درباره هویت روس بودن را به من  می­داد. و جوابگوی این سؤال بود که چرا روسیه در طول قرنها در قلمرو وسیع کشور چند ملیتی شوروی از دوره مغول تا زمان استالین و نیز در دنیای امروز نمونه و مصداق «بهتر» و «برتر» بوده است.

جنگ با روسیه:

در غرب مدرن، یک ایدئولوژی حاکم و غالب وجود دارد که لیبرالیسم است. لیبرالیسم ممکن است در شکلهای مختلفی خودنمایی کند اما جوهره­ای یکسان دارد.لیبرالیسم دارای ساختار درونی بنیادینی است که اصول بدیهی آن عبارتند از:

·      انسان شناسی فردمحور(فرد محور همه چیز است).

·      اعتقادبه پیشرفت و توسعه (دنیا در حال حرکت به سوی فردایی بهتراست و گذشته همیشه بدتراز حال بوده است)

·      تکنوکراسی (رشد و توسعه تکنولوژیکی و اجرای آن ، مهمترین معیار  وشاخص  برای قضاوت درمورد ماهیت یک جامعه است)

·      اروپامحوری (جوامع ارو-امریکایی معیار و ملاک بقیه جوامع بشری هستند)

·      اقتصاد به عنوان هدف ( اقتصادِ بازار آزاد، تنها سیستم مقبول اقتصادی است و همه بقیه سیستمها باید اصلاح یا نابود شوند)

·      دموکراسی حکومت اقلیتها است ( خود را در مقابل اکثریت دفاع می­کنند، که همیشه آماده انحراف به سمت توتالیتاریانیسم یا پوپولیسم است»

·      طبقه میانی جامعه تنها بازیگر اجتماعی واقعی و استانداردهای جهان شمول است ( با قطع نظراز اینکه آیا فرد بالفعل به این حد رسیده است یا هنوز در راه رسیدن به طبقه متوسط است و «طبقه متوسط آتی» خوانده شود.)

·      جهانی سازیِ دنیای واحد (همه انسانها ذاتی یکسان دارند و تنها تفاوتشان در تمایزات فردی آنهاست. همه دنیا باید براساس «فرد» و «جهان-شهرزی بودن» با یکدیگر متحد و ادغام شوند.

اینها ارزشهای اصلی لیبرالیسم هستند. اینها تجسم یکی از سه گرایشی است که در دوره روشنفکری، در کنار کمونیسم و فاشیسم که هر سه مشترکا ، تفاسیر متفاوتی از روح مدرنیته هستند ، بروز و ظهور پیدا کرد. در طی قرن یبستم لیبرالیسم موفق به حذف دو رقیب خود شدو از سال 1991 به بعد تنها ایدئولوزی حاکم بر جهان گردید.

در همایش«جمهوری ارواسیا» اسلامی ایران و همکاری های منطقه ای در

ضمن خیرمقدم و خوشامدگویی به شما میهمانان عزیز و حضار فرهیخته، قبل از هرچیز، مایلم مراتب خشنودی و قدردانی خود را از ابتکار ارزشمند و به‌هنگام مرکز آموزش و پژوهش‌های بین‌المللی، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی و موسسه‌ی مطالعات ایران و اوراسیا در برگزاری همایش «جمهوری اسلامی ایران و همکاری‌های منطقه‌ای در اوراسیا» که با مشارکت سازنده و فعال مقامات، شخصیت‌ها، اندیشمندان و صاحب‌نظران محترم از کشورهای مختلف برگزار شده است، ابراز نمایم.

چنانکه می‌دانید، تحولات منتهی به فروپاشی نظام دوقطبی نقطه‌ی پایانی بر یک دوره‌ی شصت ساله‌ی ثبات ژئوپلتیک که از آن به عنوان جنگ سرد یاد می‌شد، نهاد و آغازگر یک دوره‌ی گذار تمدنی و بی‌ثباتی ژئوپلتیک گردید که همچنان ادامه دارد. وقوع این تحولات با روند جابجایی جریان قدرت و ثروت از غرب به شرق و ظهور مجدد و پررنگ آسیا در عرصه‌ی معادلات بین‌المللی همراه بود. همچنین، به موازات جریان توفنده جهانی شدن، شاهد اوج‌گیری همکاری‌های امید بخش منطقه‌ای و جریان بالنده‌ی منطقه‌گرایی هستیم که برخی از آن به عنوان پاسخی طبیعی به چالش جهانی شدن یاد می‌کنند.

«اوراسیاگرایی، ایران و سیاست خارجی روسیه» در گفتگوی الکساندر دوگین با ایراس

ایراس: اورسیاگرایی نظریه‌ مشهور در سیاست خارجی روسیه است که از دیرایام بر رویکردها ورفتارهای مسکو در این حوزه تأثیر داشته است. هواداران ایننظریه با تأکید بر هویت متمایز روسیه از شرق و غرب، بر این مهم تأکید دارند که مسکو باید مواضع مستقلانه‌ای درعرصة بین‌الملل بگیرد و روابط با کشورهای شرق و غرب را بر اساس این هویت متمایز بنا کند. در این میان، از روابط با کشورهای مختلف از جمله در خاورمیانه و ازجمله ایران نیز حمایت می‌شود. موسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)برای تدقیق هرچه بیشتر این نظریه وجایگاه ایران در آن، گفتگویی را باالکساندر گلیویچ دوگین،فیلسوف مشهور، سیاستمدار روس ورهبر جنبش بین المللی اوراسیاگرای در این کشور ترتیب داده که مشروح آن در ادامه از نظر می‌گذرد؛مفهوم اوراسیاگرایی در سیاست خارجی روسیه چگونه است؟

متن كامل گفت‌گوي تفصيلي پايگاه خبري "دي. آز" با "الكساندر

دوگين"، مدير مركز تحقيقات دانشكده اجتماعي دانشگاه دولتي مسكو و سياست‌مدار مشهور روسي، در خصوص روابط ارمنستان و تركيه انجام داده كه در ادامه آمده است. دي.آز: "سرژ سركيسيان"، رئيس‌جمهور ارمنستان، روز پنجشنبه اعلام كرد، ارمنستان تصميم گرفته بدون خروج از روند عادي‌سازي روابط ارمنستان- تركيه، تنها روند تصويب اين پروتكل‌ها در پارلمان را متوقف كند. به نظر شما، اين چه معنايي دارد و چه چيزي موجب اتخاذ چنين تصميمي شده است؟ الكساندر دوگين: من يكي از آن كارشناساني بودم كه از ابتدا مي‌گفتند، پروتكل‌هاي ارمنستان- تركيه نتيجه‌اي نخواهند داشت. اين طرح بزرگ ژئوپلتيك آمريكايي‌ها در خصوص كشيدن ارمنستان تحت نفوذ خود است تا وي را براي اعمال فشار جدي بر تركيه با خود همراه كنند. و من گفتم كه اين روند با شكست مواجه مي‌شود و مرزها گشوده نخواهند شد. همينگونه هم شد. زماني كه من از تصميم سركيسيان مطلع شدم، بار ديگر به عقيده خود ايمان آوردم، عقيده‌اي كه اكنون بسياري از همكاران من نيز به آن اعتقاد دارند. در حقيقت من فكر مي‌كردم، طرف تركيه‌اي تصويب پروتكل‌ها را برهم مي‌زند و علي‌رغم فشار واشنگتن، پارلمان محلي تن به تصويب آن نمي‌دهد، زيرا اين كار برنامه تركيه درباره ساختار سياست‌هاي بين‌المللي را نقض مي‌كند. ولي طرف ارمنستاني تصويب پروتكل‌ها را برهم زد. در حقيقت براي تركيه تفاوتي ندارد كه اين پروتكل‌ها به تصويب نرسند. اكنون همه به جايگاه خود بازگشته‌اند. و من از اين مسئله بسيار خوشحال هستم، زيرا آمريكا بايد عملا به صورت كامل از اين منطقه خارج شود. آنها بايد از افغانستان و عراق خارج شوند و ناوگان ششم خود را از درياي ميدترانه خارج كنند. و اينگونه بايد باشد. دي.آز: آذربايجان بدون در نظر گرفتن مسئله ناگورنو- قره‌باغ مخالف تصويب اين پروتكل‌ها بود... الكساندر دوگين: بله، شما درست مي‌گوييد. در حقيقت اين مسئله پيش از هر چيز به خاطر ميهن‌پرستان روسي اتفاق افتاد كه از همان ابتدا دستهاي آمريكا را در همه جا مي‌ديدند و فهميدند كه همه اينها، عملياتي براي نفوذ بر ارمنستان و اعمال فشار بر تركيه و انزواي آذربايجان است. در نتيجه آنچه كه رخ داده (توقف تصويب پروتكل‌هاي عادي‌سازي روابط ارمنستان- تركيه) پيروزي روسيه و آذربايجان است. دليل ديگر مخالفت آذربايجان شرايط بسيار دشواري بود كه ترك‌ها پس از برقراري ارتباط با ارمنستان مجبور به پذيرش آن بودند و آن قانوني دانستن اشغال ناگورنو- قره‌باغ توسط ارمنستان بود. اما در نهايت همه چيز رفع شد. ارمنستان كه از سياست نفوذ آمريكا امتناع كرده و به سوي روسيه بازگشته است نيز پيروز اين بازي است. وي اظهار داشت: در نهايت تركيه پيروز اين تصميم (رئيس‌جمهور ارمنستان) است كه اكنون با آرامش كامل مي‌تواند همه چيز را به

«اوراسياگرايي، ايران و سياست خارجي روسيه» در گفتگوي الكساندر دوگين با ايراس


اوراسياگرايي يك فلسفه سياسي است كه داراي سه سطح خارجي، مياني و داخلي مي‌باشد. در سطح خارجي- جهان چند قطبي است. بدان معني كه چندين مركز جهاني تصميم گيري وجود دارد، كه يكي از آنها اوراسياست. منظور از اوراسيا تنها روسيه نيست بلكه روسيه به همراه كشورهاي شوروي سابق مي‌باشد. در سطح مياني همگرايي كشورهاي شوروي سابق در ايجاد مدل فراملي (دولت‌هاي مختلف) است. در سطح سياست داخلي – به معناي ساختار سياسي جامعه كه به عنوان ارزش در ارتباط با حقوق شهروندي مدل ليبرال و ملي‌گرايي بررسي مي‌شود. اين سه سطح فلسفه اوراسياگرايي است كه بر مبناي آنها تنها يك شكل سياست خارجي شكل مي‌گيرد كه متقاوت با جهاني شدن، جهان تك‌قطبي، ملي‌گرايي، امپرياليسم و ليبراليسم است. پس اوراسياگرايي به طور كلي مدل منحصربه فردي از سياست خارجي است. 
جمهوري اسلامي ايران چه جايگاهي در نظريه اوراسياگرايي شما دارد؟
از نقطه نظر جهان چندقطبي، در تئوري اوراسياگرايي، ايران نقش كليدي دارد. پس از انقلاب ايران و از نظر جايگاه استراتژ‍يك ايران، اين كشور در ايجاد فضاي مستقل اوراسياگرايي گنجانده شده است، اگر قبلاً ميان ايران و روسيه درگيري وجود داشت و طرفين مسائل في مابين را با جنگ حل مي‌كردند، امروز مسائل موجود تنها از طريق اتحاد صلح‌آميز و استرات‍ژيك حل و فصل مي‌شوند. به اين مفهوم كه مسكو و تهران امروز مسائلي را با هم حل مي‌كنند كه قبلاً از طرق نظامي نيز حل نمي‌شد. منافع ما با يكديگر همپوشاني كامل استراتژيك دارند. اين روند نه از طريق همگرايي، بلكه از طريق اتحاد استرات‍ژيك محقق مي‌شود. ايران شامل همگرايي اوراسياگرايي نمي‌شود و تنها كشورهاي حوزه شوري سابق در اين گروه وارد مي‌شوند. ايران يك تمدن خاص، يك كشور قدرتمند و مستقل است كه بايد محترم شمرد. اين اتحاد را بايد حفظ كرد، ما نبايد يك همگرايي مشترك با ايران را فرض كنيم، ايران در حوزه همگرايي اوراسياگرايي نيست، بلكه ايران شريك روسيه در جهان چندقطبي است. منافع استرات‍يك ما در آسياي مركزي و به طور كلي حوزه منطقه‌اي به طور كامل همپوشاني دارند. به اين ترتيب جايگاه ايران در مدل اوراسياگرايي چند قطبي مركزي است و در اين مدل، تهران نزديكترين شريك مسكو است. البته شراكت با تركيه، چين و هند نيز پيش‌بيني شده است. 

الكساندر دوگين، انديشمند شهير روس:ائتلاف ايران-روسيه يك ايده استراتژيك و اوراسيايي است

  به نقل از پايگاه خبري- تحليلي "اوراسيا "، "الكساندر دوگين "، فيلسوف و كارشناس سياسي مشهور روسيه و رهبر جنبش اوراسيا، اظهار داشت، وي خواستار برقراري روابط حسنه با دولت ايران و همچنين روابط تنگاتنگ با سفارت ايران است.
خبرنگاري در مصاحبه با دوگين ضمن تاكيد بر اهميت دوستي با ايران براي ايده‌هاي اوراسيايي از وي پرسيد، شما قصد داريد چه كاري براي كاهش تشنج در اطراف ايران انجام دهيد؟ وي در پاسخ گفت: من خواستار روابط ح

صفحه‌ها